SusaWebTools

ایراد گرفته شده که چرا عده ای از شیعیان به جای “ان شاء الله”؛ این کلام را به کار می برند: “ان شاء امیرالمؤمنین” یا “ان شاء الحسین”.

در پاسخ:

اولا باید معنای “شاء” مشخص شود. شاء به معنای مشیت الهیست، یعنی اگر مشیت الهی بود (یا اگر خدا خواست)، فلان کار را انجام خواهم داد.

ثانیا باید دانسته شود که روایات زیادی موجود است که مشیت و اراده اهل البیت علیهم السلام همان مشیت و اراده الهی است. مثلا روایات زیادی داریم که فرموده اند: اذا شئنا شاءالله؛ هنگامی که ما بخواهیم خدا خواسته است. به چند نمونه از این روایات اشاره می کنیم:

قُلُوبُنَا أَوْعِیَهٌ لِمَشِیئَهِ اللَّهِ فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شَیْئاً شِئْنَا وَ اللَّهُ یَقُولُ‏ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ

قلوب ما ظرف و وعاءِ مشیت الهی است. پس هنگامی که خدا چیزی را بخواهد ما خواسته ایم. و این قول خداوند است که می فرماید: نمی خواهید مگر آنچه را که خدا می خواهد.

الهدایه الکبری:۳۵۹؛ دلائل الامامه: ص۵۰۶؛ الغیبه طوسی: ص۲۴۷؛ تفسیر الصافی: ج۵، ص۲۰۶ و…

إِنَّ الْإِمَامَ وَکْرٌ لِإِرَادَهِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَشَاءُ إِلَّا مَنْ‏ یَشَاءُ اللَّهُ.

همانا قلب امام آشیانه اراده الهیست. نمی خواهد جز آن را که خدا بخواهد.

بحارالانوار: ج۲۵، ص ۳۸۵

و نحن إذا شئنا شاء اللّه، و إذا کرهنا کره اللّه، فالویل کلّ الویل لمن أنکر فضلنا و خصوصیّتنا و ما أعطانا اللّه ربّنا، لأنّ من أنکر شیئا ممّا أعطانا اللّه فقد أنکر قدره اللّه و مشیّته فینا.

ما هر گاه بخواهیم خدا خواسته است و هنگامیکه نخواهیم خدا نخواسته است. پس ویل کل ویل (منطقه ای در جهنم) برای کسی که انکار فضیلت ما و خصوصیات ما را بکند. و انکار کند آنچه را که خدا به ما عطا کرده است. زیرا هر کس انکار کند چیزی از آنچه را که خدا به ما عطا کرده است؛ همانا که قدرت خدا و مشیت او را در مورد ما منکر شده است.

بحار الأنوار: ج‏۲۶، ص۷ وج‏۲۶، ص: ۷؛ إلزام الناصب : ج‏۱، ص۴۰؛ المناقب (للعلوی) :ص۱۲۶٫ بدین مضمون در: مشارق أنوار الیقین: ص۲۸۷٫

إِرَادَهُ الرَّبِ‏ فِی‏ مَقَادِیرِ أُمُورِهِ‏ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُم‏

 اراده خداوند در تقدیر امورش به سوی شما هبوط و از بیوت شما صادر می شود.

الکافی: ج۴، ص۵۷۷؛ کامل الزیارات: ۲۰۰؛ تهذیب الاحکام: ج۶، ص۵۵٫

 ثالثا از آنجا که از ابتدا مشخص بوده بسیاری منکر فضائل اهل البیت علیهم السلام می شوند خداوند متعال مؤیدات بسیاری در مورد فضائل ائمه اطهار علیهم السلام در آیات قرآن ذکر کرده است از جمله آیه:

و ما تشاؤون الا ان یشاء الله

نمی خواهید الا آنچه را که خدا می خواهد.

این آیه به صورت عام نیست زیرا اگر عام باشد شامل ما نیز خواهد بود و ما، چه بسا چیزهایی را می خواهیم که خواست خدا نیست و چه بسا اموری که خدا می خواهد و ما نمی خواهیم (در تشریع و نه تکوین). پس این آیه باید ناظر به افراد خاصی باشد افرادی که دارای قوه عصمت اند کسانی که آنچه را که بخواهند همان چیزی است که خدا می خواهد. لذا اهل البیت فرموده اند مائیم آنان که نمی خواهیم الا اینکه آنچه خدا می خواهد.

قلوبنا أوعیه اللّه فاذا شاء اللّه شئنا و هو قوله‏ «وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ»

اثبات الوصیه، ص: ۲۶۲ و…

رابعا از ابن عباس نقل می کند که حسد نورزیدم به امیرالمؤمنین علیه السلام به سوابق و فضایلش به مانند آنچه از پیامبر شنیدم که فرمود:

ای گروه قریش چگونه خواهید بود هنگامی که کافر شوید و مرا در میان لشکرگاهی ببینید که بر صورتهای شما می زنم. جبرئیل نازل شد و به آن حضرت عرض کرد: بگو: اگر خدا و علی بن ابی طالب بخواهند. رسول خدا فرمود: ان شاء الله و علی بن ابی طالب.

البته جریان ذیل در تفسیر منسوب به الإمام الحسن العسکری علیه السلام، ص۲۰۹ نیز روایت شده است:

روزی رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم همراه امیرالمؤمنین علیه السلام نشسته بودند که شنیدند گوینده ای می گوید: ما شاء الله و شاء محمد. و دیگری می گوید: ما شاء الله و شاء علی. حضرت رسول خدا فرمودند: محمد و علی را قرین به خدا وند عزوجل نکنید. و لیکن بگویید: “ما شاء الله ثم شاء علی”. زیرا مشیت الهی، قاهره است و مساوی نیست مشیت هیچ کس با او و نه هم کفو اوست هیچ مشیتی.

این روایت هیچ گونه تعارضی با روایات فوق ندارد. بلکه تایید گفتن “ان شاء امیرالمؤمنین” نیز می باشد. زیرا این روایت نهی کرده که به وسیله حرف عطف “واو” مشیت پیامبر و امیرالمؤمنین را در کنار مشیت خدا بیاریم. نکته اش هم این است که اگر با حرف واو در کنار هم بیاید اینگونه معنا می دهد که کأن مشیت خدا و امیرالمؤمنین در عرض هم اند و دو مشیت جدا می باشند. خیر  بلکه در طول هم اند و یک مشیت اند. لذا فرمود با کلمه “ثم” بیاورید و ثم دلالت بر ترتیب می کند یعنی اول خدا می خواهد بعد در طول اراده الهی امیرالمؤمنین می خواهد. البته این مطلب تناقض ندارد با اینکه “ان شاء امیرالمؤمنین” را به تنهایی به کار بریم. زیرا اخص را و جزء اخیر علت را به کار برده ایم. البته اگر عطف بدون تکرار”شاء” هم بیاید صحیح است که گفته شود:”ان شاء الله و امیرالمؤمنین” زیرا در این جا در حکم یکی اند و یک مشیت را دارند. این ها مربوط به قواعد نحوی است وگرنه این واضح است که: اهل البیت مشیتشان همان مشیت خداست. و اصلا مستقل و جدا از مشیت الهی نیست. بلکه مشیتها در طول مشیت الهیست.

 پس هیچ اشکالی و هیچ ایرادی در گفتن: “ان شاء الحسین” نیست. بلکه بیان قطره ای از فضائل و مناقب ایشان خواهد بود.


شهریور ۱۰ام, ۱۳۹۲ | دسته: خاندان عترت, شبهات
مرتضي پوررجب در ساعت ۶:۲۵ ق.ظ - گفته است:
تاریخ: شهریور ۱۳۹۲

سلام و عرض ادب

طیب الله . فوق العاده بهره بردم …

یا علی مدد
…………
علیکم السلام و الرحمه
ممنون از لطفتان.
یا علی مدد

مستر داکتر در ساعت ۵:۵۰ ب.ظ - گفته است:
تاریخ: شهریور ۱۳۹۲

با سلام و اهداء تحیت
کاش حسینی باشیم در دنیا و آخرت
ان شاء الحســـــــــــــین علیه السلام
…………
علیکم السلام و التحیه
ان شاءت ام الحسین سلام الله علیها

عبدالصاحب حسین در ساعت ۲:۱۰ ق.ظ - گفته است:
تاریخ: شهریور ۱۳۹۲

کل قطره دمی تهتف باسمک یا حسین

علیرضا عنصری در ساعت ۹:۵۰ ب.ظ - گفته است:
تاریخ: شهریور ۱۳۹۲

سلام

من نمی دونم شما طلبه ای ، واعظی ، محققی ، شاعری ، … نمیدونم چی هستی

یه سوال : این روایاتی که شمای بزرگوار برای عوام مردم دارید نقل میکنید که خیلی دارید اشتباه می کنید به نظر شما امام خامنه ای ، امام خمینی ، آیت الله بهجت ، و … هزاران هزار دیگه نخوندن یا کتاب مورد نظری رو که شما نوشتید رو در دسترس نداشتن که این طور مثل شما پرده بر داری نکردن

ببین آقا اگر یک نفر حتی برای یک لحظه حتی در حد یک فکر معمولی این حرفی که شما برای عوام مردم گفتی رو از ذهن مبارکش رد کنه که خدای نکرده بگه انشاءالحسین و این شرک رو به پای اون عوام الدین بنویسند تو هم مشرک محسوب میشیا

ببین داداش نکن اگر قرار بود به گفتن … که خود اهل بیت میگفتن

خود آقا رسول الله میگه ای علی جان اگر مردم … اگر مردم (عوام الناس) اگر مردم با این حرفهای من کافر و مشرک نمی شدند من فضائلی از تو به زبان می آوردم که …

بعد شمایی … که یکی از اون بالایی ها هستید به چه جراتی اینطور حرف گفتی و نوشتی

منتظر جواب شما هستم …
۰۹۳۵۹۸۵۸۲۷۶ عنصری یا ایمیل بالا
……………
علیکم السلام
شما اگر موالی اهل بیت می بودی خوب می دونستی که این حرف شرک نیست. ما که نگفتیم اهل بیت صفت ذات رو دارند. بلکه صفت فعل و اسماء الله را دارند. ربانی آیاته یعنی چی؟ رب الارض امام الارض یعنی چی؟ و تمامی روایاتی که در پست بود یعنی چی؟ آیا این ها رو اهلبیت نفرمودند؟! شما اگر مطلب علمی در رد عرایض بنده دارید بفرمایید وگرنه نه وقت خودتون رو تلف کنید و نه وقت ما رو. در ضمن شما مراقب خودت باش که فتوای کفر و شرک، محبین امیرالمؤمنین علیه السلام رو رو هوا صادر نکنی.

مرتضي پوررجب در ساعت ۸:۵۱ ب.ظ - گفته است:
تاریخ: مهر ۱۳۹۲

سلام و عرض ادب

علی آقای عنصری شما دیگه چرا داداش گلم ؟

حداقل اینقدر وقت میذاشتید روایات رو میخوندید تا بعد مطلب رو به چالش بکشید و یا اینکه حداقل نقد علمی میکردی اخوی

بنده به شما آدرس این لینک رو دادم به جهت که دلیل علمی رو مطالعه کنی و بصورت علمی نقد کنی نه اینکه بفرمایید مراجع چنین سخنانی ایراد نکردن و یا به برادر دینی خودت تهمت شرک بزنی

اگه قرار باشه هر چیزی که مراجع گفتن رو ما بیایم بگیم و خارج از گفته های مراجع ، ما اصلا تحقیق نکنیم که این تناقض داره با اصل دین و در اینصورت باید بسیاری از احادیث رو اصلا نقل نکنیم و بگذاریم به فراموشی سپرده شود .

در باب حضرت زهرا صلوات الله علیها روایت داریم که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند : ” فاطمه بضعه منی فمن آذاها فقد آذانی،و من آذانی فقد آذى الله ”
(فاطمه پاره تن من است پس هر کس او را اذیت کند مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند، خدا را اذیت کرده است)

وقتی ما در روایاتی مثل روایت ذکر شده داریم که اذیت حضرت زهرا سلام الله علیها همانند اذیت خداوند هست چطور میتونیم بیان کنیم که مشیت و اراده حضرت زهرا سلام الله علیها همان مشیت و اراده الهی نیست

۱- حضرت سید الشهدا صلوات الله علیه مفرمایند «رضایت خداوند بلندمرتبه در رضایت اهل‌بیت است».(بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۶۷)
۲- امام حسین علیه السلام در خطبه قبل رفتن به کربلا می فرمایند رضایت خداوند همان رضایت ما اهل بیت است (بحار الأنوار ؛ ج‏۴۴ ؛ ص۳۶۶)
با خواندن دو حدیث ذکر شده متوجه میشیم که رضایت خداوند در رضایت اهل بیت هست و اگر اهل بیت از کسی ناراضی باشند یقینا خدا هم از اون شخص رضایت نداره و با این وجود چطور میتونیم بیان کنیم که مشیت خدا همان مشیت اهل بیت نیست و جدا از هم است ؟

به هر حال گفتار شما با روایات تناقض داره و اگر منکر این قضیه ( مشیت الهی همان مشیت اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین هست ) بشید در واقع احادیث هم سو رو هم نعوذبالله منکر شدید

یا علی مدد

ریزه خوار خوان مولا در ساعت ۹:۲۶ ق.ظ - گفته است:
تاریخ: مهر ۱۳۹۲

خطاب به آقای علیرضا عنصری:
وای چقدر امام داری؟؟!!!
ضمنا اکثر بهشتی ها از عوامند آقای جزو خواص!!
اگر آقایون این حرفها را نزدند مشمول این سخن می شوند:
دشمنان مولا از روی عناد و دوستان از روی ترس فضائل مولا را بازگو نکردند.!!!
و و و

جعفر سواری در ساعت ۷:۲۳ ق.ظ - گفته است:
تاریخ: مهر ۱۳۹۲

سلام.اگه میشه پاسخی به شبه ی لا اله الا الحسین و… بدهید. منتظر جواب هستم.

سلام علیکم
گفتن این دست جملات با هر نیت و قصدی که گفته شود کفریات و شرکیات و هجویات است چنانچه بعضیهارا میبینیم که متاسفانه اعتقاد دارند اهل بیت در باب روزی دهنده بودن خداهستند و یا اینکه اعتقاد دارند در باب عشق بازی و ازخود بیخود شدن اجازه دارند صفات ذات خدارا برای اهل بیت قائل شوند
هرگز چنین نیست.اهل بیت واسطه روزی هستند به اذن خدا ولاغیر
البته این هم نباید باعث شود عده ای فضایل اهل بیت را انکار کنند
این شبهه جوابش مشخص تراز آنست که پست جداگانه برایش در نظر گرفته شود
موفق باشید

خاک پای امیر المومنین (ع) در ساعت ۱۰:۲۳ ق.ظ - گفته است:
تاریخ: مهر ۱۳۹۲

سلام علیکم شما خودتان فرمودید شاء به معنای اراده و مشیت الهی است.خداوندمی فرماید:«انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون» پس اراده خداوندبلافاصله انجام می پذیرد، اما اراده اهل بیت (ع) اگر پس از اراده خدا و در طول اراده او باشد اینگونه هست وگرنه انجام نمی پذیرد..در داستان عایشه پیامبر می خواهد عایشه بمیرد ولی او نمی میرد.در داستان جنگ احد اراده پیامبر پیروزی در جنگ است ولی پیروز نمی شوند، و حضرت علی و پیامبر خواهان هدایت همه مردمند ولی چون خدا اراده نمی کند همه مردم هدایت نمی شوند«اگر پروردگار تو می خواست همه مردم روی زمین ایمان می آوردند آیا تو می خواهی مردم رامجبور به ایمان کنی.»(یونس-۹۹) بنابراین بهتر است طبق دستور پیامبر بگوییم ثم شاء امیرالمومنین، چون الگوی اراده اهل بیت، اراده خداوند است؛ و تا خدا نخواهد چنانچه در روایات آوردید، اهل بیت اراده نمی کنند. در ضمن آیا پیامبر نمیتوانست بگوید ماشاءالله و ماشاء علی را جدا بگویید. پیامبر با کلمه ثم سعی در جلوگیری از شبهات و عدم تشخیص عوام در مورد اینکه اراده اهل بیت در طول اراده خداست را داشته اند، پس چرا ما از نهی ایشان اطاعت نمیکنیم و راه شبهات را نمی بندیم. همانطور که دیدید متاسفانه گاهی اینگونه عبارات، شبهه شرک را برای بعضی افراد ایجاد میکند، پس بیاییم بر رسول خدا و قرآن پیشی نگیریم و با کلمه ثم راه شبهات را سد نماییم.

……………………….

علیکم السلام و الرحمه
شما بین امر و اراده تشریعی و امر و اراده تکوینی خلط نموده اید
۱٫ یک وقت است که خداوند نیز امری را می خواهد ولی انجام نمی شود چرا؟ چون امر تشریعی است و تحقق آن دایر مدار اختیار انسان. مانند همین آیه ای که مثال زدید: یونس ۹۹٫ و اگر امر تکوینی می بود حتما محقق می شد. و ما هم قائل به حسن و قبح عقلی هستیم و لطف خدا این اقتضا را دارد که همه را هدایت کند. ولی نه از طریق جبر. لذا امر تشریعی می شود.
و یا در جایی دیگر از قران میفرماید: خدا اراده کرده است که شما توبه کنید. در حالیکه چنین چیزی محقق نمی شود.
این دو نمونه ای برای امر تشریعی بود.
۲٫ اما اگر اراده تکوینی باشد مانند خلق موجودی یا اعجاز و تصرف در تکوین مصداق این آیه می باشد که:
«انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون»
و مانند آیه تطهیر که اراده تکوینی الهیست و نه تشریعی
حالا در هر دو شقش چه اراده تکوینی و چه تشریعی، قلوب اهل البیت علیهم السلام وعاء و جایگاه اراده الهیست. چون اطلاق روایت این مطلب را میرساند.

اما در مورد آن نهیی که بیان کردید:
بسیاری از اوقات حضرات اهل البیت علیهم السلام ما را نهی می کردند از ذکر فضائلی که برای ایشان مسلّم بوده است. بخاطر چه؟ به خاطر تقیه. مانند اینکه خود حضرات منکر علم غیب برای خودشان می شدند. لذا این نهی را شما نهی مولوی بدون هیچ محاذیری نگیر.
در ثانی: اگر ما بگوییم ان شاء امیرالمؤمنین، مشیت خدا را در کنار مشیت امیرالمؤمنین قرار نداده ایم تا مشمول آن نهی شویم.

علیرضا در ساعت ۱۱:۱۷ ق.ظ - گفته است:
تاریخ: آبان ۱۳۹۲

از این متن زیبا بسیار بسیار ممنون.اما من برای یک تحقیقم این متن را نیاز مبرم دارم ولی متن قابل کپی شدن نیست.خواهشاًسریعاً کمکم کنید لازم دارم ممنون.
……….
لطف دارید . براتون ایمیل می کنم. یا علی

تاریخ: آذر ۱۳۹۲

سلام

بنده منکر گفتن این روایات نیستم بلکه گفتن خوبه ولی نه در فضای رسانه اونهم اینترنت … آقای محترم اگر یکی سنی باشه و احیانا از دشمنان شیعه هم باشه بیاد و این مطلب رو بخونه و این مطلب رو جایی درج کنه و به جهانیان بفرماید که ببینید این هم شیعه که این همه قنپز در میکنن ما دینمون از همه بهتره و بالاتره ببینید کافر هستند اون دیگه نمیاد روایت رو درست بگه که میاد وارونه جلوه میده و اگر یک نفر هم از مذهب شیعه فراری بشه و به سنی ها بپیونده برا هفت پشت شما بسه که تا ابد در دو دنیا بسوزه داداش نکن آخرش هم من نفهمیدم شما دوست هستید یا دششششمن ….. خدا کنه که دشمن باشید که اگر دوست باشید خیلی ضرر کردید نمیدونم امام خامنه ای رو قبول دارید یا مثل بعضیا کور … شدید ایشون گفتند هر گفته ای اشاره ای یا هر گونه مطلبی که باعث تفرقه بشه گفتنش حرامه حرام حالا خود دانی ببین باعث تفرقه بین امت اسلامی شدی یا باعث تحکیم چرا میگن جلسه … کشون نگیرید چون هر جلسه ای که برپا میشه باعث کشته شدن چند شیعه میشه شما روی نخه فتنه دارید راه میرید مواظب باشید اگر این گونه مطالب رو به تعلیق در نیاورید مجبور میشیم با مراجع قضایی در میون بگذاریم

یاعلی
…………
علیکم السلام
شما اصلا به مباحث اختلافی و اتحادی دین واقف نیستید که این مطلب کاملا از صحبتتون مبرهن و مبین است.

شما بفرمایید ان شاء امیرالمؤمنین کجاش سبب اختلاف میشه؟؟؟
اگر به خاطر این هست که آنها با ما در این قضیه هم رای نیستند؛ این را بدان که با نماز و روزه و خمس و نکاح تو هم همرای نیستند. با نماز تو مشکل دارند . فضائل امیرالمؤمنین و عصمت و معجزات ایشان را غلو می دانند. پس بیایم از اینها هم دست برداریم . این نمیشه که هر چی مخالفین قبول نداشتند ما از آن حرفی نزنیم و با دلیل منطقی ثابت نکنیم. خودشان در مورد عمر و ابی بکر، چه فضائل دروغی در حد اعلای غلو نقل کرده اند. ما دلیل نقضی علیه آنها اقامه می کنیم. و با دلیل حلی، مدعای خودمان را ثابت می کنیم. و به آنها می گوییم بر سر مواضع اساسی بحث کنیم.
شما ما را به خودتون قیاس می کنید گمان می برید اگر یکی از مخالفین علیه این مطلب دلیل آورد، ما دست و پای خود رو گم می کنیم!!! نه برادر ! اجلس فی مجلسک… شما جای خودت بنشین و ما هم که در فضای مجازی چنین مطالبی رو قرار می دهیم انقدر عرضه داریم که از حقانیت خودمان دفاع کنیم. نه به خاطر علم خودمان باشد نه برادر! این مکتب چنان غنی است که برای ریزترین حکم خود تا عظیم ترین عقیده خود، ادله متقن و براهین محکم دارد. فقط باید به ادله اشراف داشت.

اما در مورد جلسات عیدالزهرا سلام الله علیها:
اگر جلسات خصوصی باشد خصوصا در مناطق شیعه نشین چه اشکالی دارد؟؟!! ضمنا تبری، به معنای اظهار برائت و بیزاری است نه اینکه در قلبت از اولی و دومی تبری داشته باشی.
بله در مناطقی که مخالفین شیعه هست برگزاری چنین جلساتی چون با احتمال و خوف جانی و مالی است و خوف طریق عقلایی در ضرر است ممکن است اشکال داشته باشد و آن هم باید حدودو ثغورش مشخص شود.
بعد هم برادر من! گمان نکن برای این مجالس است که شیعه را می کشند. از ابتدا که امام حسین علیه السلام رو کشتند، آیا امام حسین جلسات تبری می گرفتند ؟؟؟ همچنین حضرت زهرا و امام حسن و امام سجاد و امیرالمؤمنین و الی امام حسن عسکری علیهم السلام؟؟!!!

اینها بغض اهل بیت را دارند و شیعیان را به خاطر انتسابشان به اهل البیت به قتل می رسانند. چنانکه در روایات هم آمده است.

عبدالمهدی صادقی در ساعت ۱۰:۵۶ ق.ظ - گفته است:
تاریخ: فروردین ۱۳۹۳

سلام علیکم
بنده طلبه هستم و سالهاست در حوزه حدیث فعالیت دارم و تمام مطالب فوق موارد علمی و صحیح و مورد تایید بنده می باشد.
جزاکم الله خیرا

…………
سلام علیکم و رحمه الله
اجرکم علی الزهرا سلام الله علیها

ارسال نظر

نام:

ایمیل:

وب سایت:

متن و پیام شما:



تمامی حقوق مطالب، برای وب سایت اهل كساء محفوظ است.
طراحي و اجرا : طاها وب

WPDESIGN